الشيخ محمد الصادقي الطهراني
46
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
انجام دادهاند . و يا آياتى كه حركات گوناگون زمين را با تعبير بسيار زيباى « راجِفَة » بيان كرده ، كه اين خود به عنوان يكى از نامهاى زمين به ميان آمده : « يَوْمَ تَرْجُفُالرّاجِفَةُ . تَتْبَعُهَاالرّادِفَةُ . » « 1 » « روزى كه - زمين - لرزنده و مبتلا به حركات گوناگون ، لرزشِ ديگرى بهخود مىگيرد » ، كه اولى حركات حياتبخش كنونى زمين ، و در آخر حركتِ مرگِ حتمى آن است . يا : « هُوَالَّذى جَعَلَ لَكُمُالْارْضَ ذَلُولًا » . « 2 » اوست كسىكه زمين را همچون حيوانى راهوار قرار داده . و با بيانى صريحتر در آيهى : « الَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً . أحيائاً و امْواتاً » « 3 » « آيا قرار نداديم زمين را همچون پرندهاى سريعالسير كه بالهاى خود را بر سرنشينان زنده و مرده نهاده » كه در اين پرواز سريع پرتاب نشوند و « كفات » پرندهاى است سريعالسير و « احياءً و امواتاً » هر دو مفعول آنند ، و اين هم لازم است و هم متعدى . كه اينجا اضافه بر پرواز سريعالسير - لازم و متعدى - كيهانپيماى زمين ، نيروى جاذبه عمومى را بهميان آورده ، كه بر خلاف قانون فيزيكى گُريز از مركز در چنان سرعتى ، سرنشينان زنده و مرده را همچنان بر گُردهى خود نگهداشته است . و يا دربارهى نيازِ اصلى و اجتنابناپذير جهان آفرينش فرمايد : « وَ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ . فَفِرّوُا الَىاللَّهِ انّى لَكُمْ مِنْهُ نَذيرٌ مُبينٌ » . « 4 »
--> ( 1 ) - سورهى النّازعات ، آيات 6 و 7 . ( 2 ) - سورهى الملك ، آيهى 15 . ( 3 ) - سورهى المرسلات ، آيهى 26 . ( 4 ) - سورهى الذّاريات ، آيات 49 و 50